:(

این چه حکایتیـــه کــه آدم یه وقتایی جایی که باید محکم وایسته، شــُــل میشه
جایی که باید بگذره، گیر میده
جایی که باید حرف دلش رو بزنه، سکوت میکنه
جایی که نباید حرفی بزنه، هرچی تو دلش داره میریزه بیرون
خلاصه نمی دونم چرا آدم توو بعضی از لحظه های زندگیش یا غایبه یا داره به جای یکی دیگه حاضری میزنه…
.
.
یه آدمهایی ناراحتمون میکنن که ما رومون نمیشه از دستشون ناراحت بشیم:(
۴ لایک:)
آقای ربات ۰۹ آذر ۹۶ , ۱۸:۰۵
:(

:(

میفهمم...

:)

مشکل از نداشتن اعتماد به نفسه
بانو:)

شاید:/
عالیجناب:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
چه دلنشین است صبحگاهی که
تو لبخند میزنی وبا موسیقی نگاهت مهربانی را بدرقه میکنی
امیدوارم ازهم اکنون
از زمین وزمان
برایت خوشبختی ببارد

💜🧡💛💚💙❤🖤💙💚💜💛🧡
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان